مرضيه محمدزاده
808
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
11 اى چرخ ! غافلى كه چه بيداد كردهاى * وز كين چهها درين ستم آباد « 1 » كردهاى بر طعنت « 2 » اين بس است كه بر عترت رسول * بيداد كرده خصم و تو امداد كردهاى اى زادهى زياد ! نكردهست هيچگاه * نمرود « 3 » اين عمل كه تو شدّاد « 4 » كردهاى كام يزيد دادهاى از كشتن حسين * بنگر كه را به قتل كه دلشاد كردهاى بهر خسى « 5 » كه بار درخت شقاوت است * در باغ دين چه با گل و شمشاد كردهاى با دشمنان دين نتوان كرد آنچه تو * با مصطفى و حيدر و اولاد كردهاى حلقى كه سودهى لعل لب خود نبى بر آن * آزردهاش به خنجر بيداد كردهاى ترسم ترا دمى كه به محشر در آورند از آتش تو دود به محشر برآورند 12 خاموش « محتشم » كه دل سنگ آب شد * بنياد صبر و خانهى طاقت خراب شد خاموش « محتشم » كه از اين حرف سوزناك * مرغ هوا و ماهى دريا كباب شد خاموش « محتشم » كه از اين شعر خون چكان * در ديده اشك مستمعان خون ناب « 6 » شد خاموش « محتشم » كه ازين نظم گريه خيز * روى زمين به اشك جگرگون « 7 » خضاب شد خاموش « محتشم » كه فلك بس كه خون گريست * دريا هزار مرتبه گلگون حباب شد خاموش « محتشم » كه ز سوز تو آفتاب * از آه سرد ماتميان ماهتاب شد خاموش « محتشم » كه ز ذكر غم حسين * جبريل را از روى پيمبر حجاب شد تا چرخ سفله « 8 » بود خطايى چنين نكرد بر هيچ آفريده جفايى چنين نكرد « 9 » مثنوى بنال اى دل كه ديگر ماتم آمد * بگرى اى ديده كايام غم آمد گل غم سرزد از باغ مصيبت * جهان را تازه شد داغ مصيبت جهان گرديد از ماتم دگرگون * لباس تعزيت پوشيده گردون ز باغ غصّه كوه از پا فتاده * زمين را لرزه بر اعضا فتاده
--> ( 1 ) - ستم آباد : كنايه از جهان . ( 2 ) - طعنت : سرزنش . ( 3 ) - نمرود : پادشاهى كه حكم كرد حضرت ابراهيم را در آتش اندازند . ( 4 ) - شدّاد : شدّاد پسر عاد و او پادشاهى بود جابر كه ادّعاى خدايى مىكرد و بهشتى ساخت و آن را به نام جدّش ارم نام نهاد . ( 5 ) - خسى : اشاره به يزيد بن معاويه . ( 6 ) - خون ناب : خالص . ( 7 ) - اشك جگرگون : اشك خونآلود . ( 8 ) - سفله : پست و دون . ( 9 ) - ديوان مولانا محتشم كاشانى ؛ ص 280 و 285 .